آیا تا به حال روزی را تجربه کردهاید که دلتان غمگین باشد؟ خوب، امروز می خواهیم روشی را بررسی کنیم که تحقیقات نشان می دهند می توانید انجام دهید تا احساس بهتری داشته باشید.
یکی از سختترین تجربهها زمانی است که از نظر عاطفی احساس مناسبی نداریم و نمیدانیم چه کنیم واینکه چگونه از رکود روزمرگی خارج شویم؟
برای شکستن این شکاف، قرار است کارهای مختلفی انجام دهیم و امروز، ما کاوشگر شادی خواهیم بود. بسیاری از ما لیستی را داریم که به آن فهرست «کارها» می گوییم. مشکل فهرست “کارها” این است که می تواند طولانی باشد و به نظر می رسد که هرگز به اتمام نمیرسد. حتی اگر موارد موجود در لیست را کامل کنیم، کارهای جدید به سرعت ظاهر می شوند. بنابراین، در نهایت به انجام مکرر روال عادی خود می پردازیم.
مشکل دیگری که در آن گرفتار میشویم این است که در خانه بمانیم و کارهایی را که همیشه انجام میدهیم انجام دهیم، مانند تماشای تلویزیون، نشستن در اطراف یا ساعتها وب گردی. این شگفت انگیز است، زیرا ما به راحتی کارهای تکراری انجام میدهیم اما متوجه نمیشویم که در طول روز کاری متفاوت انجام نداده ایم.
من تنوع را در زندگی تمرین می کنم
بله، من دوست دارم بخوانم و بنویسم، اما همچنین دوست دارم بیرون بروم و کارهایم را انجام دهم. بنابراین، هر روز، اطرافم را کشف می کنم. گاهی اوقات من به مسافرت می روم. من تازه از سفر دو هفته ای برگشتم و تجربه زیبایی بود. من معتقدم که باید کاوش کنیم زیرا در دنیای زیبایی زندگی می کنیم. در مورد خودم، باید بگویم که مجبور نیستم برای این سبک زندگی تلاش کنم، زیرابه طور طبیعی برایم پیش می آید.
البته مواقعی هم هست که دلم میخواهد استراحت کنم، اما معمولاً میخواهم بیرون بروم و زیبایی های تازه ببینم. زندگی برای من چنین هدیه ای است.مطالعاتی که این موضوع را ثابت می کند
اخیرا مطالعهای در خصوص “چگونگی ارتباط تجربیات جدید و متنوع با افزایش شادی” در Nature Neural Science منتشر شد. هدف اصلی این مطالعه تعیین این بود که آیا افراد زمانی که تنوع بیشتری در زندگی روزمره خود دارند، شادتر هستند یا خیر. در زیر نحوه انجام این مطالعه آمده است.
شرکت کنندگان در نیویورک و میامی، به مدت 3-4 ماه، هر روز احساس خود را پیامک می کردند. آنها ردیابهای GPS با خود داشتند، بنابراین محققان میدانستند که آنها در خانه هستند یا اینکه بیرون از خانه مشغول انجام کاری هستند. چیزی که محققین دریافتند این بود که افرادی که در طول روز در موقعیت فیزیکی خود تنوع بیشتری داشتند، به عبارت دیگر، به مکان های مختلف می رفتند و فقط در خانه نمی ماندند، به نسبت شادتر بودند. آنها احساس شادی، قدرت، آرامش و توجه را گزارش کردند.
محققان تصمیم گرفتند که یک قدم فراتر بروند. بنابراین، حدود نیمی از افراد به آزمایشگاه بازگشتند و تحت اسکن MRI قرار گرفتند و مشخص شد، افرادی که بیشترین تأثیرات مثبت را از بابت ایجاد تنوع در زندگی گزارش می کنند، میزان فعالیت بیشتری را در هیپوکامپ و جسم مخطط نیز نشان می دهند. این مناطق مغز مسئول پردازش نشاط و پاداش هستند و برای تجربیات مثبت مفید هستند.
به عبارت دیگر، داشتن تنوع در زندگی از نظر جسمی برای ما مفید است و در طول روز احساس خوشبختی و شادی ایجاد می کند.
وقتی فردی در خانه خود محبوس می شود، چه به دلیل بیماری باشد و چه به دلیل مجازات قانونی، من فکر نمی کنم که خوشحال باشد. مطمئناً، ممکن است موقتاً مفید به نظر برسد، اما در دراز مدت می تواند منجر به افسردگی شود. ماندن در خانه و انجام یک کار مشابه در طول روز می تواند اعتیادآور باشد. بیرون رفتن و انجام دادن کارها مساوی است با زندگی بهتر. آیا خوشایند نیست که ما اکنون مطالعاتی داریم که از این موضوع حمایت می کند؟
چگونه می توانیم این تغییر را در زندگی خود اعمال کنیم؟
در کار با بسیاری از افرادی که با افسردگی دست و پنجه نرم می کردند، یکی از موانع اصلی تغییر روال آنها بود. آنها نمیدانستند که یکنواختی زندگی باعث تغذیه افسردگی آنها شده است. اما بیرون رفتن و انجام کارهای جدید نیاز به انرژی داشت و بسیاری از افرادی که عادت داشتند در خانه بمانند، این انرژی را نداشتند و برایشان چالش برانگیز بود.
اگر این کار را انجام دهند، احساس بهتری خواهند داشت، اما تمایلی به انجام آن ندارند، بنابراین احساس بدتری دارند. این عادتی است که باعث رنج ما می شود. اگر بخواهیم تغییر کنیم و از روال خود خارج شویم، ممکن است در ابتدا احساس ناراحتی کنیم. اما زمانی که این احساس ناراحتی را پشت سر گذاشتید، احساس بسیار بهتری خواهید داشت.
برای مثال: ساعت 4:30 صبح بیدار می شوم و به باشگاه می روم. وزنه می زنم، شنا می کنم و یوگا انجام می دهم. با وجود اینکه زود است وقتی به آنجا میرسم، به نظر میرسد همه حال خوبی دارند زیرا آنها خستگی و احساس افسردگی خود را به آنجا نمی کشانند و آنها از خود لذت می برند و ورزش می کنند. اگر به یک موزه، ساحل یا پارک بروید، به همین ترتیب است، هر چه که باشد، به ندرت یک فرد افسرده را پیدا خواهید کرد.
ما باید مناطق امن خود را ترک کنیم
ما باید متعهد به انجام کارهایی باشیم که در ابتدا ممکن است باعث ناراحتی ما شود. الان بدم نمیآید به باشگاه برم اما در گذشته مواقعی بود که مجبور بودم خودم را برای رفتن آموزش دهم. ما می توانیم به انجام کارها عادت کنیم.
میتوانیم با تعطیلات آخر هفته شروع کنیم، شاید پنج شنبه و جمعه ها را به انجام کاری متفاوت بگذرانیم. اگر خسته باشیم، میتوانیم فعالیتها یا گروههایی را پیدا کنیم و به آنها ملحق شویم ویا کلاسهایی که دوست داریم ثبت نام کنیم.
ما باید خودمان را برای حرکت آموزش دهیم. ایجاد تنوع برای سلامت جسمی و ذهنی ما خوب است به عنوان یک مددکار، من درک می کنم که چگونه روزمرگی می تواند اعتیادآور باشد. ما در روال های خود گیر می کنیم، حتی اگر روزمرگی ها حال ما را بدتر کنند.
چرا باید کاری کنیم که به ما صدمه بزند؟ به این دلیل است که ما مخلوق عادت هستیم و سعی می کنیم با خوردن زیاد، نوشیدن یا مصرف مواد مخدر و الکل خود را به خلسه ببریم. حتی میتوانیم قربانی استفادههای الکترونیکی بیمعنا شویم.
شما می توانید مسیر خود را تغییر دهید
برنامه ریزی میتواند یاری دهنده باشد. ممکن است در تلاش برای تغییر شکست بخوریم، اما می توانیم روز بعد دوباره تلاش کنیم. می توانید برای تعطیلات برنامه ریزی کنید و تعطیلات را به گونهای متفاوت تجربه کنید (مثلا به موزه، سینما، طبیعت و… بروید). سعی کنید از قبل جاهایی که میخواهید بروید را رزرو کنید، زیرا عقب نشینی از برنامه هایی که قبلاً برای آنها پول پرداخت شده است، سخت تر میباشد.
اگر شروع به انجام کارهای متنوع بیشتری کنید، متوجه خواهید شد که افسردگی کم رنگ میشود. غم از قلب شما فاصله میگیرد و رفته رفته نشاط جایگزین می شود.
به آرامی اما مطمئناً مغز شما شروع به تغییر می کند، شما فعال تر می شوید و خلق و خوی شما بهبود می یابد. به طور کلی، زندگی ارزش زیستن خواهد داشت.