
مرد ایدهآل دختران ایرانی برای ازدواج و زندگی مشترک
ازدواج دختران ایرانی : در روزهایی که خیانت یک مسأله فراگیر شده این موضوع برایم از اهمیت ویژهای برخوردار است. تا زمانی که مطمئن نشوم که به اصول اخلاقی پایبند نیست نمیتوانم با مردی ازدواج کنم.
ازدواج دختران ایرانی
به گزارش سرویس فرهنگی جام نیـوز، «در روزهایی که خیانت یک مسأله فراگیر شده این موضوع برایم از اهمیت ویژهای برخوردار است. تا زمانی که مطمئن نشوم که به اصول اخلاقی پایبند نیست نمیتوانم با مردی ازدواج کنم. بقیه موارد مثل شغل و درآمد و تحصیلات و خانواده در حد متوسط برایم قابل قبول است، فقط و فقط تعهد و پایبندی به مسائل اخلاقیاش برایم خاص و ویژه است».
در ادامه این گزارش را در مورد ازدواج دختران ایرانی بخوانید.
مرد ایدهآل برای ازدواج از نگاه دختران ایرانی
در این گزارش به سراغ دختران رفته و ایدهآل آنها را برای انتخاب همسر جویا شدیم. مدتهاست مسئولان خبر از کاهش آمار ازدواج میدهند و عدهای این کاهش را دلیل تغییر اهداف زندگی دختران و معیارهای آنها برای ازدواج میدانند و با اصطلاح سختگرفتن در مورد این معیارها صحبت میکنند.
این گروه عموما بر این اعتقادند که گرایش دختران به دانشگاه و حضور اجتماعی آنها باعث بروز هویتی شده که امکان پذیرش هر مردی را در زندگی خود ندارند و همواره به دنبال فردی در سطح خود یا حتی بالاتر هستند و به دلیل پیچیدگیهای راه پیشرفت پسران از جمله تحصیلات، سربازی، اشتغال و درآمد مناسب، دختران با داشتن جایگاه مناسب نمیتوانند با همتایان خود ازدواج کنند. حال سؤال اینجاست که مرد ایدهآل و مرد مناسب ازدواج از نظر دختران چه ویژگیهایی دارد؟
شکلگیری ارزشهای مادی برای ازدواج
همسر ایدهآل به معنای تصوری که جوانان از ویژگیهای فرد موردنظرشان جهت ازدواج در ذهن خود میسازند، به کار میرود. در واقع وقتی از معیارهای ازدواج صحبت میکنیم، منظور همان تصورات ذهنی فرد از همسر مطلوبش است. دکتر شیرین احمدنیا؛ جامعهشناس و عضو هیأت مدیره انجمن جامعهشناسی ایران در مورد تحقیقی در سطح تهران در رابطه با معیار ازدواج جوانان تصریح کرد که هم دختران و هم پسران ظاهر و ثروت را در اولویتها مطرح میکردند. ارزشهای مادی در هر دو جنسیت شکل گرفته است. در این پژوهش معیارهای ایدهآل برای ازدواج را پرسیدم و همه افراد ابعاد معنوی، صداقت، ایمان و پاکدامنی را بیان کردند، اما در عمل برای پسران در درجه اول زیبایی ظاهری و در رتبههای بعدی ثروت دختر اهمیت داشت و دختران ثروت را در اولویت قرار میدادند و ظاهر را در اولویت دوم میگذاشتند.
مردان نیز برای زنان ابژه جنسی شدهاند
از طرفی دکتر وحید شالچی، عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی معتقد است که امروزه زنان هم فاعلیتشان زیاد شده است. البته تاحدی هم فرهنگ جهانی به این سو حرکت کرده است. فیلمها یا تبلیغات بازرگانی را که نگاه کنیم، برخلاف دهههای گذشته که صرفاً زن در مقام ابژه جنسی قرار میگرفت، مرد هم در مقام ابژه جنسی قرار میگیرد. این امر نشان میدهد که زنان هم در حوزه عمومی هر چه بیشتر به مردان بهعنوان یک ابژه جنسی نگاه میکنند. همین نگاه باعث شده مردان هم سعی داشته باشند ابژههای جنسی خوبی برای زنان باشند. مثلاً بخشی از اقبال گسترده پسرهای ایرانی به بدنسازی ناشی از همین نگاه جنسی زنان به مردان است.
اخلاق، مهمترین معیار دختران
همانطور که نتایج تحقیقات احمدنیا نشان میداد، زمانی که معیارهای ازدواج پرسیده میشود همه افراد ابعاد معنوی را بیان میکنند اما بسیاری از دختران معقدند این معیارها صرفاً برای همسر مناسب بیان میشود و طبیعتاً مرد ایدهآل ویژگیهای بسیار برتری دارد.
منصوره، ۳۳ ساله و دارای مدرک کارشناسی ریاضی محض است. او در مورد ویژگیهای مورد نظرش برای انتخاب همسر مناسب میگوید: «مهربون، صمیمی، محکم (طوری که بشه بهش تکیه کرد)، خوشرو، شوخ، اهل مدارا، صبور و هرچه خوبی را داشته باشد. از نظر ظاهر تا حد معمول باشد که به دل بشیند».
ترلان، ٢٢ ساله، معلم و دانشجوی ژنتیک معتقد است: «از نظر خلقیات آدمیزاد ناخودآگاه تمام حسنهای رفتاری را دوست دارد؛ مهر و محبت، ادب و نزاکت، صبر و شکیبایی (دیر عصبانی شدن) مخصوصاً اینکه پدر من بهخاطر دیابت زود عصبانی میشود و این قضیه در ذهنم پررنگه، تعادل روانی، صداقت، انجام دادن واجبات مثل خودم نه کمتر نه خیلی بیشتر و جدیتر (در حد نماز و روزه)».

در زمینه خلقیات تأکید بسیاری از دختران روی عصبی نبودن مرد است. سونا، ۳۲ ساله، دارای مدرک کارشناسی ارشد آموزش زبان آلمانی میگوید: «مرد باید تا حدی مهربون و صبور باشد. مرد عصبی به هیچ دردی نمیخورد. در هر شرایطی آداب معاشرت را رعایت کند».
فائزه ۲۱ ساله هم معتقد است: «مرد باید صبور، مسئولیتپذیر، شجاع و انتقادپذیر باشه. عجول و لوس نباشه. صادق باشه؛ اینکه قبل از ازدواج چی بوده مهم نیست، ولی بعدش حتماً باید با هم صادق باشیم. متعهد باشه یعنی وقتی قولی داد، پاش بایسته، مثلاً همسرت قول میده در سختترین لحظهها کنارت باشه، ولی نباشع یعنی متعهد نبوده».
مردی که خیانت نکند
اهمیت موضوع خیانت نیز در صحبتهای دختران شنیده میشود؛ بهطوریکه بهدخت ۲۱ ساله و دانشجوی مهندسی عمران اهمیت ویژهای برای تعهد قائل شده و میگوید: «در روزهایی که خیانت یک مسأله فراگیر شده این موضوع برایم از اهمیت ویژهای برخوردار است. تا زمانی که مطمئن نشوم که به اصول اخلاقی پایبند نیست نمیتوانم با مردی ازدواج کنم. بقیه موارد مثل شغل و درآمد و تحصیلات و خانواده در حد متوسط برایم قابل قبول است، فقط و فقط تعهد و پایبندی به مسائل اخلاقیاش برایم خاص و ویژه است».
تعاریف مختلف از وضعیت مالی متوسط
براساس پژوهش احمدنیا ثروت مهمترین معیار ازدواج دختران در تهران شناخته شده است. در این رابطه بسیاری از دختران معتقدند وضعیت مالی و درآمدی مرد باید در حد متوسط باشد اما در بررسیهای جدیتر تعریف متوسط از دید هرکدام متفاوت است.

ترلان، ۲۲ ساله میگوید: «به نظرم اگر دختر در سطح متوسط مالی بزرگ شده پسر هم نباید از او کمتر باشد چون بعداً در زندگی توقعاتی در حد معمول دارد که اگر برآورده نشود، ناخودآگاه تأثیر منفی میگذارد. ایدهآل از نظر مالی برای من در همین حد است».
حوریه، ۲۵ ساله و شاغل نیز معتقد است: «مرد باید از شرایط کاری متعادل و بیمه برخوردار باشد و ظاهری متناسب داشته باشد. چون الان در جامعه این موارد همهگیر شده و معمولاً کار و ظاهر را در کنار هم قبول میکنند». سونا ۳۲ ساله با تأکید بر اینکه بسیاری از زوجها در ابتدای ازدواج ناخواسته صاحب فرزند میشوند، میگوید: «وضعیت مالی حداقل طوری باشد که بتواند زندگی خودش، همسرش و یک بچه را تأمین کند. مردی که نتواند خرج خودش و همسرش را بدهد، چطور میتواند بچهدار شود؟!»
تعریف زیبایی ظاهر از نظر دختران
ترلان ۲۲ ساله ظاهر را جزو معیارهای ایدهآل خود قرار نمیدهد. او میگوید: «از نظر ظاهر فکر میکنم جنس مذکر همین که به دل بشیند کافیست یا کمی جذابیت داشته باشد. به هر حال در ایدهآلهایم هیچوقت به جزئیات ظاهر توجه نکردم. بیشتر به خوشپوشی و مرتب بودن دقت کردم». اما سونا، ۳۲ ساله خوش لباس و خوشتیپ بودن را برای ظاهر مرد مناسب میداند.
طاهره ۲۶ ساله و کارمند بانک از ظاهر همسرش تنها قد بلند برایش ملاک است و میگوید: «هیچوقت ظاهر برام مهم نبوده. چون خودم قد بلندی دارم تنها به قد بلند خواستگارانم توجه میکردم».
عدم دخالت خانواده مرد، معیاری قابل تأمل
بسیاری از دختران بر اهمیت ویژگیهای خانواده مرد در انتخاب همسر تأکید دارند و معتقدند دو خانواده باید با هم تناسب داشته باشند اما عموماً ترجیح میدهند خانواده در زندگیشان دخالتی نداشته باشد. فائزه ۲۱ ساله میگوید: «خانواده فرد باید به شکلی باشند که در مسائل زناشویی دخالت نکنند و نظر ندهند. خلافکار نباشند. معتاد نباشند. از پسرشان حمایت مالی بکنند. عروس را واقعاً دوست داشته باشند نه ظاهری. بیشتر از وظیفهام از من توقع نداشته باشند. مثلاً وظیفه ندارم در خانهشان کار کنم. وظیفه من همان وظایف شوهرم است».
ترلان، ۲۲ ساله هم معتقد است: «خانواده همسرم از نظر تحصیلات و فرهنگ باید تقریباً همکفه خانواده خودم باشند؛ مثلا اگر در خانواده ما مردسالاری است (نه به شکل زننده) مثل خانوادههای سنتی، آنجا هم همین باشد. چون من یاد نگرفتم امور خانه را در دستم بگیرم و همیشه بهعهده پدرم بوده و من تقریباً به سبک مادرم بزرگ شدم. خانواده منطقی و پرمحبتی داشته باشند. از نظر مذهبی هم به نظرم باید کاملاً مشابه باشیم یا حداقل تفاوتها خیلی جزئی باشد».
بر اساس معیارهای تضمینکننده سلامت ازدواج کنید
به گزارش مهرخانه، شیرین احمدنیا معتقد است که نسل جوان انتخابگرتر و فعالانهتر در مسیر زندگی خود تأثیرگذاری میکنند و در همسرگزینی دامنه انتخابشان وسیعتر شده است. سطح سواد در جامعه ما در چند دهه اخیر برای هر دو جنس افزایش پیدا کرده، اما برای دختران شتاب بیشتری داشته است. از طرفی با ورود دختران به عرصه تحصیلات تکمیلی مواجه هستیم که به دلیل گسترش حضور دختران، حتی در برخی رشتهها مانند پزشکی سهمیهبندی قایل شدهاند. بنابراین با نسل جدیدی از دختران مواجه هستیم که تحصیلکرده هستند و در نتیجه ایدهآلهایشان تغییر کرده است.
این جامعهشناس به توصیه در خصوص معیارهای صحیح ازدواج پرداخت و تصریح کرد که توصیه ما به ازدواج با شریک زندگی مناسب بر اساس معیارهای تضمینکننده سلامت افراد است. از هر کسی بپرسید که بهترین معیارهای ازدواج چیست، همه را به جز سلامت مطرح میکند. در حال حاضر باید نگران سلامت افرادی باشیم که در تجرد میمانند یا وارد رابطههای کاذب میشوند. نتایج پژوهشها نشان داده است که افراد متأهل نسبت به افراد مجرد سالمتر هستند؛ زیرا انواع مکانیسمها به سلامت کمک میکنند؛ البته در شرایطی که انتخاب درستی صورت گرفته باشد. باید کمک کنیم ازدواجها با مبانی درستی انجام شود. در جامعهشناسی بر عوامل افزایشدهنده شانس موفقیت در ازدواج تأکید میکنیم تا با این روش آمار طلاق کاهش یابد. اگر میخواهیم با مسأله نسبتهای فزآینده تجرد ناخواسته مقابله کنیم، باید فکر کنیم که چرا فرد تمایل به ازدواج ندارد و باید تلاش کنیم نگرشها نسبت به ازدواج تغییر مثبت کند و ترسها و نگرانیهای فعلی از بین برود.
دختران ایرانی کدام مردها را برای ازدواج و زندگی مشترک دوست دارند
خصوصیات یک مرد خوب برای ازدواج چیست؟
همسر خوب به مفهوم درست و واقعی همسری است که با شما تناسب داشته باشد. آنچه از نگاه دینی به عنوان ویژگی های همسر ایده آل شمرده شده است بیان می شود:
۱. دیندار بوده و به مسائل و احکام دینی پایبند باشد و خود و زندگی اش را آلوده به گناه نکند.
۲. خوش اخلاق و خوش برخورد باشد.
۳. شرافت خانوادگی داشته باشد.
۴. زیبایی
۵. از نظر اقتصادی، تحصیلات، فرهنگ خانوادگی، تناسب داشته و هم کفو خانم باشد.
۱. اعتقاد و مذهب، ۲. سن، ۳. تحصیل، ۴. وضعیت مالی، ۵. فرهنگ و آداب ورسوم، ۶. زیبایی، ۷. جسم
چرا که آن مرد ایده آل شما هم برای خود یکی از این لیست ها دارد و برای زن ایده آل خود خصوصیاتی را تعیین کرده است. برای همین همان مقدار که در مورد ویژگی شوهر ایده آل تحقیق می کنید مهارت های لازم برای بر عهده گرفتن نقش همسر در زندگی زناشویی را فرابگیرید. برای این که به آنها جواب مثبت بدهید اول باید از داشتن این خصوصیات مطمئن شوید. برای این کار باید تحقیق کنید.
همه مردان دوست دارند شوهران خوبی برای همسر خود باشند و همسرانشان از بودن در کنار ایشان احساس رضایت کنند. اما این امر به خودی خود حاصل نمیشود، بلکه مرد باید در رفتارها و برخوردهایش با همسر، اموری را رعایت کند تا همسرش او را به عنوان یک شوهر خوب بشناسد. در اینجا برخی از مهمترین ویژگیهای یک شوهر خوب را بیان میکنیم.
۱. شوهر خوب، زنش را شریک زندگیاش میداند؛
زن، انسانی است که باید با او ارتباط برقرار کنیم. او کسی نیست که کنترلش کنیم و در راه ارضای نیازهای خودمان به دنبال تسلط بر او باشیم. زن موجودی است که باید او را بشناسیم و بدانیم او نیز اهداف خاص خود را دارد. زن، کودک هم نیست. او شریک زندگیای است که شوهرش باید راه ارتباط برقرار کردن با او را بیاموزد.
در ازدواج، مرد و زن شریک یکدیگر میشوند. وقتی شوهر از صمیم قلب زنش را شریک زندگی اش ببیند، تصمیمگیری را به یک کار مشترک بدل میکند. شوهر عاشق، شوهری است که درباره آنچه برای زنش از همه مهمتر است فکر میکند و مصمم است تا روند تصمیمگیری را در این جهت هدایت کند. اگر زن نیز عاشق شوهرش باشد به آنچه برای شوهرش از همه چیز مهمتر است فکر میکند و در نهایت، بهترین تصمیم را میگیرد.
عشق بی قید و شرط یعنی اینکه ما فرد مقابل را دوست داریم و صرفنظر از واکنشهای او در جهت آسایش و سعادت او تلاش میکنیم. تفکر امروزی مردم، بیشتر حسابگرانه است: «اگر مرا دوست داشته باشی من هم تو را دوست خواهم داشت.» ما حتی در زندگی زناشویی نیز خودمحور هستیم. کانون تلاشهای ما رفع نیازهای خودمان است.
در مقابل، عشق بی قید و شرط، بر روی رفع نیازهای دیگری تکیه میکند. در زندگی زناشویی، این شوهر است که در پی عالیترین منافع و مصالح زن میرود. شوهر حتی اگر با تلاشهای زن هم کاملاً موافق نباشد از آنها حمایت می کند. این شوهر است که به زن کمک می کند تا به اهداف و آرزوهایش برسد، زیرا برای او به عنوان یک شخص احترام قائل است. شوهر نمیگوید: «اگر فلان کار را برایم بکنی من هم ظرفها را میشویم». شوهر میگوید: «من ظرفها را میشویم چون میدانم خستهای».
همة ما دوست داریم فکر کنیم کسی ما را بی قید و شرط دوست دارد. کودک، خواهان این نوع عشق از طرف والدینش است. زن و شوهر نیز خواهان عشق بی قید و شرط یکدیگرند. شوهر قرار است پرچمدار عشق بی قید وشرط باشد. او قرار است آهنگ گامها را تعیین کند.
اما بسیاری از شوهران منتظرند تا زنانشان، نقش رهبری را در عشق بی قید و شرط به عهده بگیرند. آنها عقب مینشینند و میگویند: «هر وقت زنم تصمیم گرفت مهربون باشه، من هم به او محبت میکنم».

این مرد، شوهر تأثیرپذیر و عاجزی است که در این موقعیت، فوقالعاده بد عمل میکند.
شوهر سالم و کار آمد، الگوی عشق بی قید و شرط است. از آنجا که این نیاز برای سلامت عاطفی انسان بسیار اساسی است، بیشتر زنان، واکنش مثبت به شوهری نشان میدهند که بیقید و شرط آنها را دوست دارد. بسیاری از زنان با این احساس ناراحت کننده زندگی میکنند که اگر رابطه جنسی نداشته باشند یا به دلخواه شوهر عمل نکنند، محبت شوهر از آنها دریغ خواهد شد. این نمیتواند مبنای خوبی برای یک ازدواج سالم باشد.
۳. شوهر خوب، زنش را اولین اولویت زندگی خویش قرار میدهد؛همه ما در زندگی اولویتهایی داریم. شاید ما هرگز فهرست اولویتهایمان را ننوشته باشیم، اما در ذهنمان میدانیم کدام یک مهمتر از بقیه است. این اولویتها بیشتر اوقات خود را در اعمال ما نشان میدهند.
برای بسیاری از مردان، شغل و حرفه تقریباً در صدر فهرست اولویتها قرار دارد. مردان مقدار زیادی از احساس ارزشمندیشان را از شغلشان میگیرند. این الزاماً تضادی با رابطة مردان با زنانشان ندارد، مگر اینکه شغل آنها تمام فکر و ذکرشان را به خود مشغول کرده باشد. افراد، مهمتر از اشیاء و امور هستند. این اصل اساسی خانوادههای کارآمد است. یک شوهر خوب هرگز اجازه نخواهد داد شغلش جای وقت با همسر بودن را بگیرد.
رقیب دیگر موقعیت زن، مادر شوهر است. این امر بهویژه در سالهای اول ازدواج صادق است. اگر مردی رابطة نزدیکی با مادرش داشته باشد و یا از نظر آسایش جسمی یا عاطفی به او وابسته باشد، ممکن است مادرش از حضور یک زن جدید در زندگی او احساس خطر کند. ممکن است تقاضاها یا خواستههای مادر پس از ازدواج پسرش بیشتر و شدیدتر شود و پسر ممکن است شبها زنش را تنها بگذارد تا به کمک مادرش بشتابد. چنین الگویی بهطور اجتنابناپذیر احساس نفرت و انزجار را در زن به وجود میآورد.
در یک ازدواج سالم، از همان روز اول ازدواج، باید اولویت زندگی تغییر کند. پیش از ازدواج، اولویت مرد، نگهداری و مراقبت از والدینش بود. پس از ازدواج، نگرش او در احترام گذاشتن به والدینش تغییر نمیکند، اما شیوة زندگیاش باید عوض شود. او دیگر نمیتواند به محض اینکه مادرش تلفن کرد از جا پریده و به خانه او برود، زیرا او اکنون زن جدیدی وارد زندگیاش شده که خواستههای خاص خودش را دارد. اگر از همان اول ازدواج، زن در اولویت قرار بگیرد آن وقت رابطه شوهر با والدینش میتواند به طور کامل و سالم ادامه یابد. اولویت اول را به زن دادن به هیچ وجه احترام مرد به والدینش را کم نمیکند، بلکه الگوی سالمی را به وجود میآورد که به مرور زمان میتواند ستایش و تحسین والدین را نیز کسب کند.
کودکان نیز ممکن است خواهان مقام اول در زندگی مادر یا پدر باشند. هرگز نباید اجازه چنین کاری را داد. پس از به دنیا آمدن بچهها، معمولاً شوهر از زنش انتقاد میکند که دیگر به او توجهی ندارد، زیرا مرد احساس میکند در نظر زنش، بچهها جای او را گرفتهاند. این نگرانی قابل توجیهی است و در واقع اغلب اوقات حقیقت دارد. اما این امر در مورد شوهر نیز میتواند صادق باشد، بهخصوص در زندگی زناشوییای که زن نیازهای عاطفی مرد را به اندازه کافی برطرف نمیکند و مرد نسبت به او احساس بیگانگی میکند. چنانچه مرد احساس کند از جانب زن طرد شده، ممکن است وقت و انرژی خود را بیشتر صرف بچهها کند، زیرا از طرف آنها محبت و توجه بیشتری میبیند. یک شوهر کارآمد، اگر چنین رفتاری را در خود مشاهده کند، فوراً آن را ناسالم تشخیص میدهد و گامهای لازم را برای اختصاص یافتن وقت و انرژی خود به رفع نیازهای زنش برخواهد داشت و به او نیز یاد خواهد داد تا بنا بر وظیفة خود نیازهای شوهرش را برطرف کند.
بسیاری از مردان، به سادگی پی به نیازهای زنشان نمیبرند و در نتیجه، هیچ تلاشی در جهت رفع آن نیازها نمیکنند. برخی از شوهران معتقدند که اگر شغل خوب و دائمی داشته باشند و حقوق و درآمد خوبی کسب کنند نقش خود را به عنوان شوهر انجام دادهاند. آنها هیچ شناختی از نیازهای عاطفی و اجتماعی زن ندارند.
منظور این نیست که بگوییم شغل و حرفة مرد، و تلاش و کوشش او در زمینه شغلیاش از نظر زن بیارزش است. معمولاً زنان تلاشهای شوهرشان را میبینند و از کوشش او برای تأمین نیازهای مادی خانواده تشکر میکنند. اما این اول کار است اما آخر کار نیست.
نیاز عاطفی زن به عشق، محبت، ملایمت، تشویق و دلگرمی همانقدر برای سلامت عاطفی او اساسی است که غذا برای سلامت جسمی او.
شوهری که صرفاً به تأمین نیازهای مادی اکتفا میکند و از آن خشنود است، دیدگاه بسیار محدودی از اهمیت نقش خود به عنوان شوهر دارد. وقتی نیازهای مادی مثل غذا، پوشاک و مسکن تأمین شد، نوبت رفع نیازهای درونی زن میرسد. اصلیترین نیاز عاطفی زن، نیاز به عشق و محبت است و زن باید احساس کند دوستش دارند. شوهر کارآمد شوهری است که دائماً به همسرش محبت میکند و به او نشان میدهد که دوستش دارد. به این ترتیب، زن او با قلبی پر از عشق زندگی خواهد کرد و به شوهری را که این نیاز او را برطرف میکند بسیار ستایش خواهد کرد و واکنش مثبتی به تلاشهای او خواهد داد.
نیاز زن به امنیت نیز اساسی است. این نیاز ابتدا یک نیاز مادی است؛ یعنی در امان بودن از خطرات کوچه و خیابان برای زن مهم است اما بزرگترین نیاز زن در این زمینه، آن است که عمیقاً از تعهد و پایبندی شوهرش به خود اطمینان داشته باشد. شوهری که زنش را با صحبت درباره طلاق تهدید میکند یا ناخودآگاه میگوید: «شاید بهتر بود با یکی دیگه ازدواج میکردی»، یا «ای کاش یکی دیگه جای تو جلوی من سبز میشد»، رفتار ناسالم و معیوبی را نشان میدهد. شوهر عاشق و کارآمد، هر کاری میکند تا به زنش بفهماند که همیشه و در همه حال کنار او خواهد ماند.
شوهر کارآمد در عین حال، مراقب است تا زنش احساس ارزش کند. اگر زن از ادامة تحصیل احساس رضایت و ارزش کند، شوهر اولین تشویقگر او خواهد بود. اگر زن از اینکه خیاط یا گلدوز ماهری است احساس رضایت میکند شوهر مهارت او را تحسین خواهد کرد. و اگر زن بخواهد مادر و «خانهدار» خوبی باشد شوهر از ته دل از تصمیم او جانبداری خواهد کرد. هر یک از راههای کسب ارزش ممکن است مستلزم کار فیزیکی بیشتر از جانب شوهر باشد یا نگرانی عاطفی او را تا حدی برانگیزد، اما او در مورد اختلافات، با همسرش صحبت میکند و سعی میکند به درک متقابل و وحدت نظر برسند، زیرا خودش را به تأمین آسایش و سعادت زنش متعهد کرده است.
ما انسانها علاوه بر نیازهای جسمانی و عاطفی، نیازهای اجتماعی هم داریم. همسرمان نیز نیازمند ارتباط با افرادی خارج از خانواده است. شاید او دوست داشته باشد به همراه زنان همسایه، غذایی تهیه کند، یا به همراه آنان جلسات قرائت قرآن تشکیل دهد. ممکن است این فعالیتها در صدر اولویتهای شوهر نباشد، اما به سرعت اهمیتشان افزایش مییابد، زیرا مرد در صدد است تا نیازهای زن را بر آورده کند. او تشخیص میدهد که اگر به گسترش روابط اجتماعی زن کمک کند احساس رضایت خودش نیز افزایش خواهد یافت. او در مخالفت با این موضوعات، جار و جنجال راه نمیاندازد یا آنها را ناچیز و بی اهمیت نمینامد و از قدرشان کم نمیکند. او اینها را بخش عادی زندگی زنش میبیند و به او اجازه میدهد تا علائق خود را دنبال و از این طریق نیازهایش را بر آورده کند.
کشف و رفع نیازهای مادی، عاطفی و اجتماعی زن، شاید یکی از دشوارترین نقشهای یک شوهر کارآمد باشد. برای رفع این نیازها شاید لازم باشد مرد بیشترین تلاشها را داشته باشد. شوهر کارآمد کسی است که تنها به رفاه و آسایش خویش نمیاندیشد و سعی میکند محدودة آسایش خود را به همسر خود نیز ارتباط دهد و هر کار ممکن را برای رفع نیازهای او انجام دهد. با این کار، او نهایت تحسین و ستایش را از سوی همسرش کسب خواهد کرد.
برخی پژوهشها نشان دادهاند زنان به طور معمول، حدود دو برابر مردان صحبت میکنند. به احتمال قوی، مردان بیشتر این گفت و گوهایشان را هم در محیط کارشان مصرف میکنند و گاه وقتی به خانه میرسند فقط یک کلمه برایشان باقی مانده است. وقتی زن میپرسد: «امروز چه طور بود؟» او پاسخ میدهد: «خوب». یک چنین مختصرگویی هرگز نمیتواند الگوی یک شوهر کارآمد باشد. بسیاری از شوهرها باید این الگوی رفتاری خود را کنار بگذارند تا بتوانند نیاز همسر خود را به برقراری ارتباط بر آورده کنند.
مسائل زندگی در ابتدا از طریق ارتباط کلامی، بهخصوص بحث در مورد افکار، احساسات و آرزوهای ما مطرح میشود و با یکدیگر در میان گذاشته میشود. افکار و احساسات و آرزوها را نمیتوان با رفتار ما مشاهده کرد و به آنها پی برد. یکی از عمیقترین آرزوهای یک زن این است که شوهرش را بشناسد. وقتی شوهر از افکار، احساسات و آرزوهای خود حرف میزند زن احساس میکند شوهر اجازة ورود به دنیای خودش را به او داده است. وقتی شوهری مدتهای طولانی دربارة احساساتش حرف نمیزند، زن احساس میکند که شوهر رابطهاش را با او قطع کرده و در نتیجه، زن احساس انزوا و تنهایی میکند.
ما نمیتوانیم اجازه دهیم که ارتباط و گفتگوی بین ما متوقف شود یا ارتباط ما به صحنه نبرد عقاید ما و جنگ بر سر اختلافهایمان تبدیل شود. گفتگو و تبادل نظر مثبت، باز، آزاد و همراه با تفاهم از مشخصات یک زندگی زناشویی سالم است. یک شوهر خوب و کارآمد باید ابتکار به خرج داده و این نوع گفتگو و ارتباط را به شیوة معمول زندگی مشترک تبدیل سازد.
۶. شوهر خوب، پایبند ارزشهای معنوی و اخلاقی است؛در یک خانواده سالم، شوهر، معتقد به یک سری ارزشهای معنوی و اخلاقی است و سعی دارد آنها را در خود و خانواده پیاده کند. او از تقوایی بهره میبرد که او را به انجام واجبات، از جمله وظایف مربوط به خانواده وا میدارد. این ویژگی، سلامت خانواده و رضایتمندی اعضای آن را به ارمغان میآورد.
هر چه مرد پایبندتر به باورهای ارزشمند اخلاقی و معنوی باشد بیشتر مورد احترام همسرش قرار خواهد گرفت. هر چه کمتر پایبند این ارزشها باشد یا شکاف بین ادعاهای وی و عمل وی در این زمینهها بیشتر باشد، بیاحترامی بیشتری را نسبت به خود به وجود میآورد. یک شوهر کارآمد واقعا تمام سعی خو را میکند تا به زیور تقوا آراسته باشد و آن را در خانواده پیاده کند. این کار، تأثیر مثبتی بر زن و فرزندان او خواهد گذاشت.
هر چند این فهرست کامل نیست، اما شش ویژگی ذکر شده میتواند راهنمای خوبی برای مردانی باشد که میخواهند نقش یک شوهر خوب و کارآمد را در ازدواج خود ایفا کنند.











